
خب فعلن همه چیز بهم ریخته است ...
خونه ی جدید و اسباب کشی و کلی حرف برای گفتن ...حس میکنم یه مرحله ی بزرگ رو پشت سر گذاشتم
این روزا هنوز اینترنت پر سرعت ندارم اما به محض اینکه وصل بشه کلی حرف دارم برای گفتن ...
تن ها یه چیز یادم نمیره . تو این 9 سالی که میشناسمتون همیشه به من لطف داشتید و مثل عضوی از خانواده ام شدید
گاهی کم رنگ بودم و گاهی سایه و گاهی پر رنگ
گاهی خندیدم و گاهی گریه کردم ...گاهی عاشقانه نوشتم و گاهی غر زدم
اما اینجا تنها جایی که میتونم بی دغدغه از روز مره گی ها بنویسم براتون و اصلن هم نگران نباشم که ممکنه بد باشه یا خوب ...
ادبی باشه یا خارج از اصول ادبیات
دوستتون دارم فقط همین :)